فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
334
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
ديگرى در مجلس ديده نمىشد ، بين حضار هيچگونه تعارف يا اشارهاى رد و بدل نشد . اين عرب اگرچه سنى مذهب بود ، در همين اوقات از طرف برادرش كه پيشواى سياسى و دينى عربستان است بعنوان سفير فوقالعاده به ايران آمده بود . جامهاى دراز و بسيار گشاد نظير لباس روحانيان سنبنوآ بر تن داشت كه در جلو نوارى سياه از پارچهء پشمين زبر بر آن دوخته شده بود و آستينهائى چنان گشاد و بلند داشت كه تقريبا تا نزديك زمين مىرسيد « 208 » سرش را پارچهء سفيد و نازكى پوشيده بود كه بعد از آنكه سه چهار بار دور سر پيچيده بود از زير چانه گذشته و به نزديك گوش مىرسيد و سرانجام انتهاى آن روى شكم افتاده بود . چاووش پيرمردى محترم بود با ريشى سفيد كه تا كمرش مىرسيد . نيمتنهاى ساده از مخمل بلوطى رنگ روى قبائى از مخمل تيره در بر و عمامهء سفيد رنگ و بزرگى بر سر داشت . بمحض آنكه متوجه ورود سفير اسپانيا شد به دو تعارف كرد و با وى چنان مؤدب و مهربان سخن گفت كه از صديقترين درباريان خودمان نيز توقع چنان گرامى داشتى نمىرود . او ضمن ديگر سخنانش به سفير گفت كه بسبب مأموريتهائى كه از طرف سلطان عثمانى در كشورهاى مختلف از جمله بلغارستان و لهستان و آلمان به وى محول شده است ، و نيز بدان جهت كه با همهء ملل اروپائى انس و الفت داشته با فرنگيهاى بسيارى ديدار كرده است و با اينكه تقريبا همهء سفراى پادشاهان مسيحى را در قسطنطنيه ديده است تا اين زمان هيچگاه با سفيرى از پادشاه اسپانيا ، كه در جهان شخصيتى بسيار و الا دارد ، مواجه نگرديده است و خدا را سپاس مىگزارد كه به وى توفيق داده است تا در اين روز با مردى چنين بزرگ كه سفير پادشاهى چنان قدرتمند است آشنا شود . سفير براى آنكه بهانهاى به دست قرهخواجه و تيمور كه بسيار به دو نزديك بودند و مىتوانستند شاهدى بر گفته - هاى وى باشند ندهد ، و همچنين براى آنكه موجبات بدگمانى شاه را كه در اين موارد بسيار حسود بود فراهم نكند با همان ادب و
--> ( 208 ) گويا اين عرب عبا بر تن داشته است . - م .